اذان مغرب را مسجد محل پخش می کنند ،چند تا پرنده سرحال و شاد با صدای اذان هماهنگ آواز می خوانند ،چند شب قبل خوابی دیدم ،که در محلی برای دعا و نیایش رفته ام ،متولی آن محل می گوید ،همه چیز را از همان که مستور است بخواه،با خودم تکرار می کنم ،مستور،مستور ، خوشم می آید از معنا و طنین اش.در دلم می پرسم ،مستور کیست؟کسی که نمی بینم ،با خنده می گوید ،دنبالش نگرد هما
برچسب:
نویسنده: میلاد اسدی
تاريخ: دوشنبه
14 اسفند
1396 ساعت: 13:51